به او عنوان شهروندي رم اعطا گرديد. در سال 1342 با كولا دي رينتسو ملاقات كرد، با او دوست شد و در موقع ((كودتا))ي او (رم‌، عيد پنجاهه‌ٴ1 1347) به او اميد فراواني بست و معتقد شد كه صلح‌، وحدت و امنيت ايجاد خواهد كرد. دست‌كم هشت نامه در نصيحت و هشدار به‌ وي نوشت‌؛ وقتي اين طرح خيال‌پردازانه به شكست انجاميده بود، پترارك در راه رم بود تا به او بپيوندد. به مردم رم نوشت تا از رينتسو پشتيباني كنند، ولي بيهوده بود.
پترارك‌، پس از شكست رينتسو، به امپراتور كارل چهارم اميد بست و از سال 1350 به بعد پيام‌هاي زيادي به او فرستاد؛ در سال 1354 در مانتوا و بار ديگر در سال 1356 در پراگ با او ملاقات كرد. اين اميدهاي گيبليني براي احياي صلح و وحدت به نيروي امپراتور عقيم ماند.
پترارك مقارن سال 1367 براي فرانچسكو دا كاراراي اول‌، فرمان‌رواي پادوا، رساله‌اي درباره‌ٴ بهترين طرز حكومت نوشت‌.2
عقيده‌ٴ او درباب سياست‌هاي كليسا تحت تأثير عشقش به كليسا و ايتاليا بود. او در نامه‌هاي‌ بدون عنوانش از كشيشان فرومايه‌ٴ آوينيون به سختي انتقاد مي‌كند. بيهوده است از او به‌عنوان‌ پيش‌آهنگ اصلاح ديني سخن گفته شود. او موٴمن بود، ولي روياي بازگشت دستگاه پاپ را به‌ رم در سر مي‌پروراند.
9. تأثير او
. پترارك‌، اين نخستين انسان نو، آن‌چنان مرد زمان خود بود كه از محبوبيت‌ چشم‌گيري برخوردار شود و اين نه تنها در ميان حكام و پاپ‌ها، بلكه در ميان افراد با سواد عادي‌ بود، سبكي منحصر به‌فرد داشت‌، ولي در احساساتش بسياري با او سهيم بودند. او نخستين‌ منادي نوزايي بود و دعوتش نه تنها در ايتاليا، بلكه در اسپانيا، فرانسه‌، انگلستان و كشورهاي‌ ديگر هم شنيده شد. يادداشت‌هاي مربوط به بوكاچيو و چاسِـر (چهاردهم ـ 2) را ببينيد. ژان دو مونتروي (متوفا 1418)، نخستين انسان‌گراي فرانسه‌، او را پيشوا و استاد خود مي‌شمرد. اوسياس ماركوي بلنسي (1379 ـ 1459) از اشعار او تقليد كرد و سبك و وزن شعر او را به شعر اسپانيايي وارد ساخت‌.
اغلب گفته مي‌شود (از جمله سَندِيْز 2، 99) شيوه‌ٴ خط پترارك در حروف چاپي آلدين يا ايتاليك به يادگار مانده است‌. اين داستان جالب هيچ اساس واقعي ندارد. اين حروف اول بار به‌وسيله‌ٴ فرانچسكوي بولونيايي ريخته شد و در سال 1501 آلدوس مانوتيوس (1449 ـ 1515)، چاپچي معروف ونيزي‌، آن را در چاپ جيبي آثار ويرژيل‌، هوراس‌، يوونال‌، پرسيوس‌


1. Pentecost. (كه در يوناني به‌معناي پنجاهمين روز است‌) در سنت كليساي مسيحي به هفتمين يكشنبه‌ٴ پس از عيد پاك‌، در يادبود نزول روح‌القدس بر حواريان‌، گفته مي‌شود؛ گاهي آن را ((يكشنبه‌ٴ سپيد)) ((Whit Sunday)) نيز مي‌نامند. ــ و.
De republica optime administranda .2